تبليغاتX
بنام خدایی که در این نزدیکی است . . .
بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه عشق تر است
 

 دردهای من

جامه نیستند

تا ز تن در آورم

چامه و چکامه نیستند

تا به رشته ی سخن در آورم

نعره نیستند

تا ز نای جان بر آورم

دردهای من

گرچه مثل دردهای زمانه نیست

درد مردم زمانه است

مردمی که چین پوستین شان

مردمی که رنگ و روی آستین شان

مردمی که نام هایشان

جلد کهنه ی شناسنامه هایشان

درد می کند

من ولی تمام استخوان بودنم

لحظه های ساده ی سرودنم

درد می کند . . .

                            قیصر امین پور

    روحت شاد و یادت همیشه سبز سبز سبز 

+ نوشته شده در  86/08/25ساعت 7:52 بعد از ظهر  توسط سورن | 
 

 

+ نوشته شده در  86/05/20ساعت 1:9 بعد از ظهر  توسط سورن | 
 

 دلم گرفته ،
دلم عجيب گرفته است.
و هيچ چيز ،
نه اين دقايق خوشبو،كه روي شاخه نارنج مي شود خاموش ،
نه اين صداقت حرفي ، كه در سكوت ميان دو برگ اين گل شب بوست،
نه هيچ چيز مرا از هجوم خالي اطراف
نمي رهاند.
و فكر مي كنم
كه اين ترنم موزون حزن تا به ابد
شنيده خواهد شد . . .

کجایی سهراب من ، دلم خیلی گرفته کاش پیشت بودم . . .

خیلی بهت احتیاج دارم ، بیشتر از همیشه . . .

کاشان ، سهراب ، کاشان ، سهراب ، منتظرم باشید . . .

میام پیشتون ، با کلی حرف نگفته ، کلی درد دل . . .

 

                                     سبز سبز سبز باشی سهراب من 

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت 9:47 بعد از ظهر  توسط سورن | 
 

تو را دارم اي گل، جهان با من است.

تو تا با مني، جان جان با من است.

 

چو مي‌تابد از دور پيشاني‌ات

كران تا كران آسمان با من است.

 

چو خندان به سوي من آيي به مهر

بهاري پر از ارغوان با من است !

 

كنار تو هر لحظه گويم به خويش

كه خوشبختي بي‌كران با من است.

 

روانم بياسايد از هر غمي

چو بينم كه مهرت روان با من است.

 

چه غم دارم از تلخي روزگار،

شكر خنده آن دهان با من است . . .

 

 

                     سبز سبز سبز باشید 

+ نوشته شده در  86/05/07ساعت 1:10 بعد از ظهر  توسط سورن |